عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

642

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

خود را ) نبخشد ستوده نباشد . 558 من لم يسمح لم يسد : هر كه بخشنده نباشد سرور و سالار نگردد ( و انسان اگر بخواهد لا اقل در ميان خويشانش محترم باشد بايد بخشنده باشد ) . 559 من لم ينجد لم ينجد : هر كه خود را بلند نگرداند بلندش نگردانند . 560 من حسنت سيرته لم يخف احدا : مرد خوش روش از هيچكس نمى ترسد . 561 من سائت سيرته لم يأمن ابدا : مرد بد روش هيچگاه آسوده نيست . 562 من اغترّ به غير اللّه سبحانه اهلكه الغرّ هر كه به غير خداوند سبحان مغرور گردد غرور هلاكش كند ( و چشم اميد از غير خدا داشتن خود را خواب خرگوش دادن است ) . 563 من اعجب برايه اهلكه العجز : هر كه از انديشهء و راى خودش خوشش آيد ناتوانى از پايش در افكند . 564 من سخط على نفسه ارضاه ربهّ : هر كه بر نفس خود خشمگين باشد پروردگارش را از خود خوشنود مى سازد . 565 من رضى عن نفسه اسخط ربهّ : هر كه از نفس خود خوشنود باشد پروردگارش را بخشم مى آورد . 566 من ركب الباطل اهلكه مركبه : هر كه بر مركب باطل سوار شود مركبش هلاكش سازد . 567 من تعدّى الحقّ ضاق مذهبه : هر كه از حق تجاوز كند ( و بباطل گرايد ) روشش بر وى تنگ گردد . 568 من قوى على نفسه تناهى فى القوّة : هر كه بر نفس خود بچربد ( و آن را بيفكند ) منتها درجهء توانائى را دارا است . 569 من صبر عن شهوته تناهى فى المروّة : هر كه از شهوت نفس شكيب ورزد بمنتها درجهء مردانگى رسيده است . 570 من اثر على نفسه بالغ فى المروّة : هر كه سود ديگران را بر خود برگزيند و ترجيح دهد در جوانمردى بسر حدّ كمال است . 571 من كمل عقله استهان بالشّهوات : هر كه داراى عقلى كامل باشد شهوتها را خوار خواهد گرفت 572 من صدق ورعه اجتنب المحرّمات :